الشيخ أبو الفتوح الرازي

212

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

كلبي و مقاتل گفتند : چون ايشان از عيسى خوان خواستند ، خداى تعالى گفت : ( 1 ) بفرستم ، و لكن شرط آن است كه هر كه ايمان نيارد او را عذابى سخت كنم . عيسى - عليه السّلام - شمعون صفا را بخواند - و او وصىّ عيسى بود - و او را گفت : بنزديك تو طعامى هست ؟ گفت : بلى ، شش نان و دو ماهى كوچك . گفت : بيار ، بياورد . عيسى - عليه السّلام - آن نانها پاره كرد و آن ماهيان ( 2 ) پاره كرد و بر سر آن دعا كرد تا خداى تعالى بر آن بركت كرد ، و آن نانها درست بكرد هر پاره نانى شد [ 53 - ر ] و هر پاره ( 3 ) ماهى شد ( 4 ) . آنگه عيسى - عليه السّلام - برخاست و به دست خود هر يكى را پاره‌اى از آن ( 5 ) پيش مىنهاد ، آنگه گفت : بخوريد به نام خداى ، آن طعام مىفزود تا به زانوى ايشان برسيد چندان كه توانستند بخوردند و پنج زنبيل بماند ، و حاضر ( 6 ) پنج هزار مرد و پسر بودند ، شكر خدا بگزاردند ( 7 ) و يك بار دگر بخواستند . عيسى - عليه السّلام - دعا كرد ، خداى تعالى خوانى بفرستاد چند نان بر او و چند ماهى . عيسى - عليه السّلام - چنان ( 8 ) [ كرد ] ( 9 ) كه در اوّل كرده بود ( 10 ) . ايشان از آن بخوردند و با شهرها و ديههاى ( 11 ) خود رفتند ( 12 ) و ديگران را خبر دادند باور نداشتند ايشان را ، و گفتند : شما را مسحور كرد و چشمهاى شما خطا ديد . عيسى - عليه السّلام - بر ايشان دعا كرد ، خداى تعالى ايشان را مسخ كرد . قتاده گفت : آن خوان هر بامداد و شبانگاه فرود مىآمد ( 13 ) هر جا كه ايشان بودندى چنان كه منّ و سلوى بر قوم موسى . عطاء بن ابي رباح روايت كرد از سلمان فارسى - رحمه اللَّه ( 14 ) - كه او گفت : و اللَّه كه عيسى - عليه السّلام - هيچ چيزى را از مساوي متابعت نكرد ، و هرگز هيچ يتيم

--> ( 1 ) . مج ، وز ، مت ، لت ، آن ، مر من . ( 2 ) . آج ، لب : ماهى . ( 3 ) . لت ، آن ، مر ماهى . ( 4 ) . چاپ شعرانى ( 4 / 374 ) : ماهى ، ماهى درست شد . ( 5 ) . مج ، وز ، مت : هر يكى را از آن پاره‌اى در . ( 6 ) . مج ، وز ، مت ، آج ، لب ، مر : حاضران . ( 7 ) . مج ، مت ، لب ، بم ، آن : بگذاردند . ( 8 ) . مج ، وز ، مت ، مر : همچنان . ( 9 ) . اساس : ندارد ، با توجه به مج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد . ( 10 ) . اساس : بودند ، با توجّه به مج ، وز تصحيح شد . ( 11 ) . مج ، وز ، مت : دهها . ( 12 ) . مج ، وز ، مت ، آج ، بم ، لت ، مر : شدند . ( 13 ) . مج ، مت : فرود آمدى ، وز : فرود مىآمدى . ( 14 ) . مج ، وز ، آج ، لب ، آف : رحمة اللَّه عليه .